اعضا
باشگاه پرنده نگری ایرانیان
جستجو اعضا زبان

  پرویز بختیاری

آقای پرویز بختیاری متولد سال 1353 در تهران و دانش آموخته رشته محیط زیست و کارشناس ارشد تنوع زیستی و زیستگاهها است. از وی تا کنون مقالات و کتابهای متعددی به چاپ رسیده است. از کتابهای ایشان می توان، سهره های ایران، پرندگان شهر تهران، پرنده‌های شکاری ایران، مرغابی سانان ایران، پرندگان پارک شهر، پرنده نگری و جغدهای ایران را نام برد. آقای بختیاری علاوه بر تالیف کتب پرنده نگری، دوره‌های پرنده‌ نگری را هم تدریس می کنند.

در آستانه چهارمین سال فعالیت باشگاه به سراغ ایشان رفتیم تا خوانندگان ما با این چهره پر سابقه در پرنده نگری آشنا شوند. در زیر متن مصاحبه اختصاصی باشگاه با ایشان از نظر میگذرد.

آقای مهندس با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. بفرمایید چطور شد که به پرندگان علاقمند شدید و پرنده نگری را به طور حرفه ای از چه زمانی آغاز کردید؟

سلام. حقیقتش از کودکی به حیوانات و پرندگان علاقه داشتم. ولی تا سال 74، 75 چیزی به عنوان پرنده نگری نمی شناختم. و دوست داشتم درسی بخوانم که به من کمک کند تا با حیوانات در ارتباط باشم. رفتم رشته دامپزشکی تا این که همزمان با رشته محیط زیست آشنا شدم. دامپزشکی را رها کردم و در رشته محیط زیست مشغول تحصیل شدم. چون تصور میکردم این ارتباط در طبیعت بهتر اتفاق می افتد. بعد از دو سال در زمان تحصیل تازه با واژه اکوتوریسم و پرنده نگری آشنا شدم. و از آنزمان تا کنون به طور جدی آن را دنبال میکنم.

پرنده شناسی با پرنده نگری چه فرقی دارد؟

مبحث پرنده شناسى یا معادل آن Ornithology در زیست شناسی مطرح است و بیشتر به تحقیقات علمی و آزمایشگاهی می پردازد. ولی یک پرنده نگر پایه کارش در طبیعت و مشاهده کردن است. البته این دو گاهی ممکن است همپوشانی داشته باشند یعنی پرنده شناس لازم باشد برود در طبیعت و به مشاهده رفتار و عادت پرنده یا اندازه گیری بپردازد. همانطور که ممکن است یک پرنده نگر هم بواسطه تجربیاتش در کارهای مطالعاتی مشارکت داشته باشد. پرنده نگری به طور خاص یکی از زیرشاخه های اکوتوریسم است و از یک پرنده نگر انتظار میرود اطلاعات خوبی از تفاوتهای رفتار و شکل ظاهری پرندگان داشته باشد.

از شما کتابهای زیادی در مورد معرفی پرندگان به چاپ رسیده است؟ انگیزه شما برای تالیف این کتابها چه بوده است؟

یک روزی رفتم کتابی بخرم تا در مورد پرندگان یاد بگیرم. هر چه گشتم کتابی که بتواند اطلاعات کافی و کامل داشته باشد پیدا نکردم. گفتند کتابی در سال 1363 چاپ شده بنام پرندگان ایران و فعلا موجود نیست. یکی دو ماه گشتم تا بالاخره کتاب دیگه ای را پیدا کردم که مبلغی بیشتر از یک ماه حقوقم را برایش دادم. و آن موقع احساس میکردم چقدر خوشبختم که این کتاب را دارم. همان موقع بود که به ذهنم رسید کاش شرایط طوری بشود، بتوانم من هم در این راه قدمی بردارم و اینطوری نباشد که اگر کسی علاقمند بود، کتابی نباشد. شروع قضیه از اینجا بود.

به طور خلاصه می فرمایید عناوین چاپ شده چند تاست و نحوه دسته بندی پرندگان در آنها چگونه است؟

هفت عنوان کتاب است. و هر کدام به دلیل خاصی نگاشته شده اند. مثلا می دیدم پرندگانی مانند سهره ها را در قفس نگه میدارند یا در فصل مهاجرت تعداد زیادی از اردکها در تالابها شکار می شوند. و مردم با واقعیت زندگی و اهمیت این پرنده ها در طبیعت آشنا نبودند. و فکر میکردم مسئولیت داریم مردم را با طبیعت آشتی بدهیم و یا باورهای نادرستی را که بعضی ها در مورد جغدها دارند و خرافاتی را که صدها سال در ذهنشان مانده است را اصلاح کنیم.

میدانیم که خود شما وقت زیادی برای سفر رفتن و گرفتن عکسهای پرندگان صرف میکنید. چه بخشی از عکسهای کتابهایتان مربوط به خود شماست؟

اولین کتابهایی را که چاپ کردم خیلی کم، چون آنموقع عکاسی حرفه ای نمی کردم. ولی بعدها دیدم چقدر نیاز است که خودمان هم عکس داشته باشیم. چون ممکن است عکسهای دیگران هر قدر هم که خوب باشند با نوشته و نیاز آن مطلب در کتاب هماهنگ نباشد و لازم است عکسهایی داشته باشیم که در موقع چاپ و در صفحه بندی دچار مشکل نشویم. در کتاب پرندگان شهر تهران بیش از 95 درصد عکسها را که غالبا هم در شهر تهران گرفته شده، توسط خودم انجام شده است.

همزمان با تالیف کتاب، سالهاست که پرنده نگری را هم آموزش میدهید. در آموزش چه اهدافی را دنبال میکنید؟

دو هدف خیلی خاص دارم. یکی اینکه این افراد حافظ طبیعت شوند. به دلیل شناخت خوبی که از طبیعت و ارزش یک پرنده بدست می آورند. آنها می توانند به معرفی جاذبه های پرنده نگری و مسایل حفاظتش کمک کنند. از طرف دیگر افرادی را تربیت کنیم که اگر دوست داشته باشند و بخواهند حرفه ای این کار را دنبال کنند، در زمینه گردشگری، شغلی هم به عنوان راهنمای پرنده نگری داشته باشیم.

در زمینه آموزش فراگیر چه باید کرد؟ بگونه ای که آموزشها برود به سطح عمومی و خانواده ها، غیر حرفه ای ها هم یاد بگیرند با ارزش محیط زیست و فرهنگ احترام به طبیعت آشنا شوند. باید و نبایدها را یاد بگیرند؟

آموزشها باید از دوران کودکی و از مدارس شروع شود. برای این کار متولیان و ابزارهای خاصی لازم است. علاوه بر آن باید مربیانی تربیت کنیم که هم با حالات و روانشناسی کودکان آشنا باشند و هم دانش محیط زیست را کسب کرده باشند. تا بتوانند بحث ما را که شناخت و حفاظت از محیط زیست است با زبان کودکان منتقل کنند. البته مدارس و موسسات خصوصی هم هستند که در زمینه آموزش مربی و تدریس طبیعت به کودکان فعالیت می کنند ولی تعدادشان انگشت شمار است و نیاز به حمایت دارند.

خوشبختانه به تازگی درس محیط زیست وارد دروس دبیرستان شده است. البته بیشتر به محیط زیست انسانی پرداخته است که بازم خوب است. و حتما باید توی این زمینه بیشتر کار شود، دبیرانی را که می خواهند این مباحث را یاد بدهند، قبلا آموزش لازم و کافی را ببینند. ما هم کمک کنیم کتاب تازه ای، یک صفحه ای، یک مطلبی تو این کتابها اضافه کنیم.

آنهایی که علاقه، انرژی و دانش اولیه را دارند بفرستیم تو مدارس، بخصوص مدارس مناطق محروم برایشان کلاسهای رایگان و سمینار بگذارند. کودکان این مطالب را دوست دارند در آینده اثرش را در جامعه نشان می دهد. این نسل بعدا راه را پیدا می کند.

پرنده نگری در کشورهای غربی پیشینه طولانی دارد ولی در ایران هنوز نوپا و جوان است. در عین حال افراد علاقمند هم کم نیستند که به صورت آموزش دیده یا آماتور پرنده نگری می کنند. فکر میکنید روزی برسد که بگوییم در ایران هم جامعه چند میلیونی پرنده نگر داریم؟

قطعا همینطوره. من امیدوارم. در جاهای دیگر دنیا این اتفاق افتاده است. به قول مولانا هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش. ما دوباره به طبیعت برمیگردیم. فعلا جاذبه های شهری و مصنوعی ما را درگیر خودش کرده، تازه داریم به طبیعت و ارزشهایش واقف می شویم.

پرنده نگرها از چه راههایی می توانند روی جلب مشارکت عمومی در توجه به مسایل محیط زیست و حفاظت اثر بگذارند؟

وقتی که می رویم به طبیعت، بتوانیم یک گزارش سفر خوب بنویسیم. یکی با نوشتن یک مقاله خوب، یا یک عکس خوب، یک شعر یا اثر هنری خوب. حتما لازم نیست همه آموزشها مستقیم باشد. وقتی عکس یک پرنده در کنار انبوهی از زباله در طبیعت یا یک عکس زیبا از دسته ای از پرندگان در حال پرواز چاپ و منتشر میشه هر کدوم مفهوم خاص خودش را دارد. بدون اینکه بخواهیم چیزی بگوییم این زشتی یا زیبایی به مخاطب منتقل می شود. باید سعی کنیم حاصل تلاش پرنده نگرهامون و حاصل تحقیقاتمان را به زبان خیلی ساده به مخاطب برسانیم. دغدغه ها اگر با زبان هنر منتقل شود، قطعا تأثیر دارد. یک معلم با زبان شیوا و دانش خودش و یک هنرمند با هنر خودش مسایل را منتقل کند، مردم همراهی می کنند.

به نظر شما پرنده نگری در کشورمان توانسته است سهم مناسب از بازار گردشگری را بدست آورد؟

قطعا خیر. چون کار نوپایی است. فعالیت های دیگری در اکوتوریسم داریم که جلوترند و سابقه بیشتری در ایران دارند. در دنیا پرنده نگری جزو شاخه های پرطرفدار و پردرآمد اکوتوریسم است. ما پرنده نگری را دیرتر شروع کردیم ولی به جایی خواهیم رسید که کشورهای دیگر طی کرده اند. این اتفاق در امریکا، اروپا و استرالیا هم بتدریج شکل گرفته است. ابتدا طبیعت گردی به صورت عمومی رفتن به طبیعت و گلگشت بوده است. بعد طبیعت گردی تخصصی تر شد و شاخه های مختلف پیدا کرد و روی آنها سرمایه گذاری و کار شد تا به اینجا رسیدند. ما هم آن راه را خواهیم رفت و در آینده می توانیم سهم مناسب را از پرنده نگری در گردشگری و اکوتوریسم بدست آوریم.

در تقویم رسمی کشور، چندین مناسبت شناخته شده در مورد محیط زیست و طبیعت داریم. چرا روز ملی پرنده نگری به صورت مستقل در تقویم رسمی کشور دیده نشده است؟

اختصاصا برای پرنده نگری دو مناسبت داریم یکی 20 اردیبهشت که در دنیا به عنوان روز جهانی پرندگان مهاجر شناخته می شود. یکی هم اولین پنج شنبه آذرماه هر سال به عنوان روز ملی پرنده نگری.

بر خلاف کشورهای اروپایی که فصل بهار اوج مهاجرت پرندگان است در ایران فصل پاییز اوج مهاجرت است. در نیمه دوم سال تالابهای ما پر می شود از پرندگان و به تبع آن شکار هم زیاد می شود. سالهاست که این اتفاق بد در کشورمان رخ می دهد. فکر کردیم چکار کنیم که مردم آگاه شوند و با مشارکت خود مردم در حفظ بقای پرندگان، کار خوب و مفیدی انجام شود. بنابر این به کمیته ملی طبیعت گردی پیشنهاد دادیم که در هفته اول آذر یک روزی را به پرندگان اختصاص دهند و در طی هفته برنامه های ترویجی و کارگاههای آموزشی برای جوامع محلی و ترجیحا در جاهایی که شکار زیاد است برگزار شود. چند سالی است که شاهدیم این روز مورد استقبال قرار گرفته و برنامه های خوبی هم اجرا می شود.

مناسبتهای دیگری هم داریم که کاملتر و جامع تر است مانند روز تنوع زیستی. چرا در این روز به موضوع پرندگان پرداخته نمی شود؟

متولی برگزاری برنامه های آن روز، سازمان محیط زیست است. و قطعا در این روز یا مناسبتهای مشابه دیگر هم می شود به موضوع پرندگان پرداخته شود. به نظر من هیچ اشکالی ندارد روزهای بیشتری در سال به پرندگان اختصاص یابد. این جوری پرندگان در معرض خطر و موضوع تالابها و نقاط آسیب پذیر هم بیشتر فرصت مطرح شدن پیدا می کند.

اگر قرار باشد یکی از پرندگان یا گونه ای که بیشتر در معرض خطر است به صورت نمادین مطرح شود که توجه ها به سمتش جلب شود. چه گونه ای را مد نظر دارید؟

گونه های آسیب پذیر و در معرض خطر زیاد داریم. که نیاز به طرحهای حفاظتی دارند. به طور نمونه پرنده ای داریم به نام میش مرغ که تخمین زده می شود جمعیت آن کمتر از 50 تا باشد. یک دلیل مهم آن تخریب زیستگاههاست. سابق بر این در دشتهای اسد آباد پراکنش داشت که متاسفانه سالهاست در این منطقه دیگر مشاهده نشده است. یک جمعیتی هم داشتیم که از ترکمنستان به ایران آمد و رفت می کرد که آنهم دیگر وجود ندارد. الان محدود شده به بخشهای کوچکی از جنوب دریاچه ارومیه که کلا به نظر نمیاد بتوانیم آینده خوبی برایش متصور باشیم. هر کدام از این پرنده ها از بین بروند تنوع زیستی تضعیف می شود.

همانطور که میدانید باشگاه پرنده نگری ایرانیان از سال 1394 با هدف ترویج عمومی پرنده نگری ایجاد شده است و اینک در آستانه چهارمین سال فعالیت خود قرار دارد. نقش این باشگاه یا مجموعه هایی از این دست که مردمی و غیر انتفاعی هستند را در گسترش پرنده نگری چگونه ارزیابی میکنید؟

در همه جا از باشگاهها به عنوان یکی از ثمرات خوب دوره های پرنده نگری یاد میکنم. کسانی که این دانش را یاد گرفتند و اجتماعات و باشگاههایی را شکل داده اند مثل شمع فروزانی شدند که دیگران را هم یاد میدهند و راهنمایی می کنند. این تجربه در دنیا هم اینطوری شکل گرفته که تعدادی افراد علاقمند دور هم جمع شده اند. با هم کار کرده اند بعدا پایه گذار یک کار علمی و خاص شده اند. اولا یک چنین باشگاههایی را در ایران هم لازم است تا افراد را گرد هم بیاورد و هم افزایی ایجاد کند. این باشگاهها می توانند افراد علاقمند را به شکل مستمر و طولانی در کنار هم نگهدارد. نیازهای فنی و اطلاعاتی اشان را تامین کند. منابع و تجربیاتشان را در اختیار قرار دهند. به آنها مشاوره بدهند. با هم سفر بروند. یاد بگیرند و به دیگران هم یاد بدهند. با هم کار کنند مقاله بدهند. در کارهای علمی مشارکت کنند. کتاب علمی خوب چاپ کنند. امید من این است که در همه استانها و شهرهای بزرگ از این کلوپها داشته باشیم. کما اینکه الان در چند شهر بزرگ چند باشگاه تأسیس شده است. مسئولیت شما هم سنگین است چون خیلی از شهرها به شما نگاه می کنند و نمونه کارهای شما را دنبال می کنند. اگر نمونه های موفق ارائه دهید آنها هم تشویق می شوند. 

در پایان اگر توصیه یا نکته ناگفته ای مانده است بفرمایید.

توصیه ام به همه این است که به طبیعت بروید و از هم چیزش لذت ببرید. طبیعت فقط پرنده یا پستاندار یا گیاه نیست. یک مجموعه ای از اسرار است که اگر فقط بخواهید مثلا در مورد مورچه ها مطالعه کنید یک عمر می طلبد. آرامشی که در طبیعت است در هیچ جا نیست.  اگر می توانید طبیعت را با هنر تلفیق کنید. زیبایی طبیعت را با هنر به تصویر بکشید. کمک کنیم طبیعت امان را بشناسیم. چون ما قطعا به طبیعت امان احتیاج زیادی در آینده پیدا خواهیم کرد. چه بلحاظ اقتصادی، چه بلحاظ اشتغال و چه بلحاظ اعتباری در دنیا. کشورهایی که طبیعت اشان را از بین میبرند توی دنیا جایگاه مناسبی ندارند.

تهیه و تنظیم مصاحبه: آقای حسین طالب لو

                   به تاریخ: 1397/7/8


تاریخ ارسال: 1397/07/20
نظرات شما:

    

کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به باشگاه پرنده نگری ایرانیان می باشد